انــوشـــه

یـــاد نــــامــه از یـگ گــــل پـرپـرشــده

انــوشـــه

یـــاد نــــامــه از یـگ گــــل پـرپـرشــده

حکایت زندگی

حکایت زندگی ما به کسی می‌ماند که :

 در جاده‌ای زیبا در حالیکه اطرافش را گندم‌زار خرم احاطه کرده است  

و آفتاب گرم و دلپذیر بر پوستش می‌تابد، در حرکت است  

و او به جای بودن با این همه شگفتی دور و بر، 

 به مقصد،  

به طول مسیر، 

 به رسیدن،  

به آینده،  

و به ................

می‌اندیشد. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد